من منتقل شدم به mohsenr1.bloghaa.com . بلاگها سرویس جدید وبلاگ نویسی بر پایه ورد پرس هست. امکانات خوبی داره. من که دیگه اونجا می نویسم. پیشنهاد میکنم شما هم امتحان کنید.
یا حق
از دست این مخابرات آدم دیونه میشه! آخه وبلاگ من چشه که فیلتر بشه؟ من موندم کدوم آدم با سوادی بخش فیلترینگ مخابراتو گرفته؟ گرچه وقتی جناب وزیر نه چندان محترم مخابرات فتوا میدهند که ما بیشتر از 128 کیلوبایت بر ثانیه سرعت نمیخوایم بهتر از اینم نمیشه! حالا این قبول جناب وزیر. بزارید با همین سرعت 128 و 56 مردم بتونن یه وبلاگ کوچیک مثل منو باز کنن! همینم که فیلتره؟!
اینو گفتم که بگم دیگه از دست این اینترنت خسته شدم. ولی چی کارش میتونم بکنم؟ نمیتونم چیزی ننویسم. گفتم حالا که این وبلاگ بیچاره رو فیلتر کردن. برم تو ورد پرس شاید اونجا از شر فیلترینگ در امان بودم. اینم نوشتم به عنوان آخرین پست. اون وبلاگ رو احتمالا فقط اختصاص میدم به ونجلیس و دانلود کردن آهنگاش.
اونجا که می رم تنهام نزارینا!
آدرس اون وبلاگه هم هست: mohsenr1.wordpress.com
اونجا منتظرتون هستم
یا حق
امشب کوتاه ترین شب ساله. شب اول تیر
ساعت یک شبه و منم الان دارم آهنگ west across the ocean sea از ونجلیس رو گوش میدم که فکر میکنم برای دانلود گذاشتمش قبلا. به خاطر این موضوع پست رو گذاشتم بدبختی چون این آهنگ آدمو یاد بدبختیاش میندازه!
6 روزه دیگه تا کنکور مونده. یه چیرایی بلدم. از بابت کنکور نگران نیستم. دارم فایر فاکس 3 رو دانلود مینکم. تا حالا 88 درصدش رفته. سرعت رویه 6 کیلوبایت بالا نمیره. یاهو مسنجر لاگین نمیکنه. منم که خوابم میاد. اگه الان برق بره که دیگه نوره الا نوره! دیگه نمی دونم چی بنویسم. دست به قلمم دیگه اون دست به قلم گذشته نیست
البته همون قدیم هم دست به قلم خوبی نداشتم. خوب خوب این فایر فاکس 3 دانلودش تموم شد. پیشنهاد میکنم شما هم حتمن ( شایدم حتما یا هطما یا هطمن ...) دانلود کنید و لذتشو ببرین.فعلا شب بخیر.
ما رو از دعاهای خیرتون بی نصیب نزارین
خداحافظ
چنذ ذقیقه بعد از پست قبلی این پست رو مینویسم.
میخوام چند تا تغییر توی قالب و صفحه ها ایجاد کنم. اول اون نمایش آمار که مایه ی سرافکندگی! وبلاگه رو بر میدارم. چون آمارم همچین خوشایند نیست. بعد نظر سنجی که گذاشتم رو با اعلام نتایج حاتمه میدم.
نظر سنجی:
تاریخ شروع نظر سنجی: 28 خرداد 1385
خاتمه نظر سنجی: 20 خرداد 1387
سوال پرسیده بودم که دوست دارید چه کاره بشید. جواب ها رو ببینیم:
از مجموع 156 رای! (واقعا افتضاحه توی دوسال) 23 نفر برابر با 14.7 درصد به پزشک شدن رای دادن
مهندس کارای فنی 39 رای 25 درصد
مهندس کارای تئوری 7 رای 4.4 درصد
مکانیک 6 رای 3.8 درصد
آشپز 20 رای 12.8 درصد
خلبان 18 رای 11.5 درصد
هوافضا 10 رای 6.4 درصد
غواص 33 رای 21.1 درصد
امیدوارم جمع درصدا 100 بشه!
من خودم شخصا دوست دارم آشپز بشم! گرچه شغلای دیگه ای هم وجود دارن که خیلی دوستشون دارم. امیدوارم موفق باشین.
شب بخیر. خدانگهدار
خیلی زود دیر شد. فکرشم نمیکردم به همبن زودی این همه وقت بگذره. ,واقعا باید قدر تک تک لحظات عمر رو دونست.
الان ساعت ده دقیقه به دو صبح سه شنبه بیستم خرداده. اومدم یه سر به وبلاگم بزنم بلکه یکم آروم بگیرم. به خاطر کنکوره. البته زیاد مهم نیست. درست میشه.
بگذریم.
از آخرین پستی که گذاشتم واقعا زمان زیادی گذشته. دلم برای یه نوشتن درست و حسابی تنگ شده بود. (الان دارین پیش خودتون می گید نه که تا حالا خیلی درستو حسابی می نوشتی؟!) بزارین ببنیم اینجا چی داریم؟
حول و حوش 3-4 تا مطلب آخرم ماله خودم نیست. البته از اوایلی که وبلاگ راه اندازی شد هیچ کدوم از مطالبم مال خودم نبوده. جز این 1/5 سال آخر! . سعی میکنم از این به بعد فقط خودم بنویسم.
***
این روزا هم که همش برق میره. خصوصا این مناطق جنوبی تر. توی ای گرمایی که آدم به معنای واقعی میتونه به جوش اومدن مغز رو تجربه کنه. ولی چی کار میشه کرد؟ کیه که صرفه جویی کنه؟ امروز عصر دم غروب رفتیم مسجد برای نماز. (به قول یکی از بچه ها تف به ریا) . نماز توی حیاط بود. دو نفر توی ساختمون مسجد داشتن قالی پهن میکردن. کل چراغای داغل ساختمون به علاوه ی 2 تا پنکه ی سقفی و یه کولر آبی روشن بود. این به جز آشپز خونه ی مسجد بود که هیچ کس توش نبود و پنکه و چراغاش روشن بود. آخه خدا رو خوش میاد؟ بیاین یکم صرفه جویی کنیم. اینجا هر روز 2-3 ساعت برق میره. آب هم همینجور. اگه یکم صرفه جویی میکردیم اینجوری لازم نبود بی برقی و بی آبی بکشیم.
***
از اونجا که من احتمالا خیلی کم پیدام میشه، گفتم بیام فید هایی که توی گوگل ریدر به اشراک میزارم رو بچسبونم گوشه ی وبلاگ که هم یکم قشنگ تر بشه! هم شما احساس دوری نسبت به من نکنین. مطالبی که به اشتراک میزارم مطالب حالبیه . سعی کنین بخونینشون.
***
یه چیز دیگه مونده. شاید بعد از کنکور یه تحول درست و حسابی درست کردم توی وبلاگ. البته اگه باهام همکاری کنین. التماس دعا هم داریم.
من دیگه برم
خداحافظ
داشتم به این فکر میکردم که عنوان این متنو چی بزارم . دیدم عنوان بعد از چند مدت برگشتم خوبه. ولی نمیدونستم بعد از چند وقت برگشتم! d: حالا بگذریم. خوبید؟ در سلامتی کامل به سر میبرید؟
یه مدته که وقت آپدیت کردن وبلاگ رو ندارم. اصلا شاید گداشتم برای بعد از کنکور وبلاگ رو! ): خوب دیگه چی کارش میشه کرد؟! منم کنکور دارم دیگه!
حالا فعلا این مطلب رو از مجله مبین شماره 883 بخونبن تا بعد ببینیم چی میشه!
روزی مردی به سفر میرود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه میشود که هتل به کامپیوتر مجهز است . تصمیم میگیرد به همسرش ایمیل بزند . نامه را مینویسد اما در تایپ ادرس دچار اشتباه میشود و بدون اینکه متوجه شود نامه را میفرستد . در این ضمن در گوشه ای دیگر از این کره خاکی ، زنی که تازه از مراسم خاک سپاری همسرش به خانه باز گشته بود با این فکر که شاید تسلیتی از دوستان یا اشنایان داشته باشه به سراغ کامپیوتر میرود تا ایمیل های خود را چک کند . اما پس از خواندن اولین نامه غش میکند و بر زمین می افتد . پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش میرود و مادرش را بر نقش زمین میبیند و در همان حال چشمش به صفحه مانیتور می افتد:
گیرنده : همسر عزیزم
موضوع : من رسیدم
میدونم که از گرفتن این نامه حسابی غافلگیر شدی . راستش انها اینجا کامپیوتر دارند و هر کس به اینجا می اد میتونه برای عزیزانش نامه بفرسته . من همین الان رسیدم و همه چیز را چک کردم . همه چیز برای ورود تو رو به راهه . فردا میبینمت . امیدوارم سفر تو هم مثل سفر من بی خطر باشه . وای چه قدر اینجا گرمه
خوب دیگه. مطلب قشنگی بود. d:
منم باید برم درس بخونم! `p= وقت کردین یه دعایی هم برای من بکنید . ممنون
خداحافظ
اول عید قربون مبارک! ![]()
دوم شب یلدا مبارک ![]()
.
یه مطلب جالب بود توی سایت آسمان پارس با عنوان یلدا شب گرم مهربان جاودانه باد! به قلم آقای محسن بختیار. مطلب جالبی بود. چیزایی راجب به شب یلدا نوشته بود که تا حالا نشنیده بودم.
میزارمش اینحا تا شما هم بخونید.
یلدا شب گرم مهربانان جاودانه باد.
بزرگتر شده و تابش نور ايزدي افزوني مييابد . نياكان ما هزاران سال پيش دريافتند كه گاهشماري بر پايه ماه نميتواند گاهشماري درستي باشد. پس به تحقيق درباره حركت خورشيد پرداختند و گاهشماري خود را بر پايه آن گذاشتند. آنها حركت خورشيد را در برجهاي آسمان اندازهگيري كردند و براي هر برجي نام خاصي گذاشتند. آنها دريافتند هنگامي كه برآمدن خورشيد با برآمدن برج بره در يك زمان باشد، اول بهار است و روز و شب با هم برابر است. آنها مانند ما ميتوانستند در شب 6 برج را ببينند. از سر شب يكييكي برجها از جلوي چشمها عبور ميكنند. برج بره سپس برج گاو و ... آنها ميدانستند 6 برج ديگر كه ديده نميشوند در آن سوي زمين هستند و مردماني در آنسوي زمين 6 برج ديگر را نظاره ميكنند. آنها دريافتند كه اول پاييز و بهار روز و شب برابر و در اول تابستان روز بلندتر از شب است. آنها گاهشماري خود را بر اساس چهل روز، چهل روز تقسيم كردند. در فرهنگ ايرانيان و نياكان ما عدد چهل مانند عدد شش و دوازده قداست خاصي دارد. واژههاي «چله نشستن»، «چل چلي» و در طبرستان واژههاي «پيرا چله، گرما چله» نشانه اهميت اين عدد در ميان فرهنگ ايراني است. آنها در اصل ماه را به چهل روز تقسيم كردند و نه ماه داشتند. اما پس از مدتي اين روزها به سي روز تغيير پيدا كرد و ماه سي روزه شد. در شاهنامه آمده است:
نباشد بهار و زمستان پديد نيارند هنگام رامش نويد
اين بيت اشاره به گاهشماري سرزمينهاي ديگر دارد. گاهشماري سرزمينهاي ديگر براي بهار و فصلهاي ديگر سرآغازي نداشتند و اين نشان ميدهد كه گاهشماري ايرانيان همواره كاملترين گاهشماري بوده است. گاهشماري ايرانيان تا زمان دانشمند بزرگ خيام ادامه داشت. با ورود اسلام گاهشماري قمري اعراب نيز يكي از گاهشماريهاي مورد استفاده سرزمين ايران شد. وزراء ايراني خلافت عباسي هر پيشنهادي را كه براي اصلاح تقويم نياكانشان مطرح ميكردند از طرف پادشاهان عباسي رد ميشد. آنها ميگفتند اگر تقويم شما اصلاح شود باز به آيين و فرهنگ پيشين خود بازميگرديد. اما در زمان خيام شرايط تغيير كرد. او در سن 28 سالگي هنگامي كه وارد دربار شاه خوارزم ميشد، شاه از جاي خود بلند ميشد و او را كنار خود مينشاند. احترامي كه پادشاهان به خيام ميگذاشتند باعث شد دست او در اصلاح گاهشماري ايرانيان باز شود. با اصلاح گاهشماري بار ديگر فرهنگ و آيين ايراني زنده شد. سامانيان كه دوستار فرهنگ ايراني بودند، دانشمندان و وزرای ايراني را بدون ممانعت نگهبان ميپذيرفتند. اين نشانه فرهنگ غني ايراني است. ما شب چله را جشن ميگيريم تا ياد بزرگاني همچون خيام و نياكان دورتر از خيام را گرامي بداريم.
آن شب كه سرورم زايد نشانهاي از ملك آيد ستاره از آسمان ببارد
همآنگونه كه پیشوایم در آيد ستارهاش نشان نمايد
ظاهرا پيش از مسيحي شدن روميان ، يعني 300 سال پس از زايش عيسي مسيح ، كليسا جشن تولد مهر را به عنوان زادروز عيسي پذيرفت ، زيرا زمان تولد او دقيقا معلوم نبود . از اين روست كه تا امروز بابانوئل با لباس و كلاه موبدان ظاهر ميشود و درخت سرو و ستارهاي در بالاي آنهم يادگار مهريهاست . جالب اينجا است كه يلدا كلمهاي است سرياني بهمعناي تولد و به گفته ابوريحان بيروني آنرا " شبزادان " ترجمه كردهاند . آيين شب يلدا يا شب چله ، خوردن آجيل مخصوص ، هندوانه ، انار و شيريني و ميوههاي گوناگون است كه همه جنبههاي نمادي دارند و نشانه بركت ، تندرستي ، فراواني و شادكامي هستند . در اين شب هم مثل جشن تيرگان فال گرفتن كتاب حافظ مرسوم است . و حاضرين با انتخاب و شكستن گردو از روي پوكي و يا پري آن ، آينده گويي ميكنند .
این از مطلب. فقط من یه عذر خواهی (شایدم عظر خواهی یا عزر خواهی یا عضر خواهی یا اذر خواهی ...) با شما بدهکارم که این چند مدت مطلبام هیچ مدوم مال خودم نیست
.
همین
یا حق![]()


