امروز روز سپندار مذگان هست. روز عشاق ایرانی. این روز رو به همه ی عاشقا تبریک میگم. ![]()
دیگه کف گیرم به ته دیگ خورده. هیچ مطلبی ندارم بزارم. در واقع دارم اما نمیتونم آپلودشون کنم.
شرمنده.![]()
خداحافظ
این مطلبو میزارم ( عینا کپی شده از سایت تخصصی موبایل!!!) چون هیچی تو بندو بساط ندارم بزارم. شرمنده.
كارايي سيستم عامل سيمبيان مانند هر سيستم عامل ديگرى همچون ويندوز موبايل ممکن است پس از چند دقيقه کاهش يابد و از سرعت عملکرد آن کاسته شود. براى رفع اين مشکل شما مجبور هستيد که گوشى خود را «ريست نرمافزارى» کنيد. در اين مقاله مىکوشيم شما را با چگونگى انجام اين کار و مسائل مربوط به آن در گوشىهاى شرکت نوکيا که به سيستم ...
بقیش در ادامه مطلب
ادامه مطلب
این مطلبو میزارم فقط به خاطر اینکه خودم هم به اجبار مجبور شدم برم مدرسه غیر انتفاعی (با هزینه نجومی. فقط به خاطر اینکه توی هیچ مدرسه ی دولتی رام ندادن!
). از مجله ی روزانه
1- تا فراموش نشده، بگذاريد همين ابتدا چيزي يادتان بدهم كه در انتهاي كار به دردتان بخورد. فيلم گربه آوازهخوان را ديدهايد؟ در اين فيلم قطعه آوازي وجود دارد كه قسمتهايي از آن چنين است:
گل پسر داريم هيچ كي نداره / تاج سر داريم هيچكي نداره
تموم گربهها بياييد تماشا / بگيد صد آفرين هزارماشاءا...
2- چون طرز تهيه مدرسه غيرانتفاعي در دورههاي مختلف ابتدايي، راهنمايي و متوسطه متفاوت است، لذا فعلاً به طرز تهيه يك دبيرستان و پيشدانشگاهي خوب اكتفا ميكنيم.
3- مواد لازم: پول كافي، يك ساختمان كه اتاق به اندازه كافي داشته باشد (حالا اگر ساختمان قبلاً مسكوني بوده و با هيچ استاندارد فضاي آموزشي مطابقت ندارد، مهم نيست)، شرط معدل بالاي 19، گذاشتن هفتخوان رستم براي گزينش و پذيرش دانشآموز، اخذ شهريه رسمي و غيررسمي و كمكهاي مردمي و هرچه به پول ختم ميشود، به كار گرفتن چند دبير رسمي و معروف با هزينههاي آنچناني، اجراي طرح و برنامههاي مختلف و به پيوست آن ارائه آمار و نمودارهاي موفقيت (حال اين برنامهها از كجا درميآيد و طبق كدام معيارهاي علمي است، به كسي مربوط نيست)، كار كشيدن از دانشآموز (هرچه بيشتر كار بكشي معروفتر ميشوي، بالاخره براي والدين هم 20 گرفتن فرزندشان مهم است نه روش كار)، كمي تا قسمتي هم ارتباط و وابستگي به مقامي و مسئولي و خلاصه كسي كه كارهاي باشد.
4- روش تهيه:
اول بايد آنقدر از خودتان تعريف كنيد و آنقدر براي خودتان مايه بگذاريد كه كسي در هنر و مهارت و كارداني شما شكي نداشته باشد و حتي وقتي پولي هم ميدهد احساس كند كه باز هم بدهكار است.
دوم قانع كردن مردم براي اين كه بدانند آموزش چيزي است كه فقط شما بلديد و بقيه ولمعطل هستند! تنها جايي كه دانشآموزان عزيز و معدل بالاي 19 ميتوانند در آن مدارج ترقي را طي كنند، همين مدرسه است و بس. البته اگر مدارس اقماري و وابسته داريد، بايد جايي هم براي آنها باز كنيد. براي مردم ثابت كنيد كه مدارس اقماري هم از خودتان هستند و اگرچه فرعياند، اما فرق چنداني با اصل ندارند.
سوم يك برنامه منظم در پيش بگيريد. آزمونهاي منظم، ساعات درسي منظم، شرايط اخراج منظم، پول گرفتن منظم و خلاصه يك مدرسه منظم.
چهارم كنترل و نظارت دقيق بر فعاليت دانشآموزان است. اجازه ندهيد جيكشان درآيد، چشمش كور؛ نميخواست درس بخواند، اين مدرسه نميآمد. حالا در آموزش و پرورش دنيا يك چيزهايي درباره انگيزههاي دروني، مهارتهاي زندگي، خلاقيت، ارتباط آموختههاي درسي با زندگي، فراشناخت و غيره ميگويند، براي خودشان ميگويند، به ما چه! ما همين را بلديم كه دانشآموز را با زور - البته زور محترمانه و گاه غيرمحترمانه - وادار كنيم درسش را بخواند، بالاخره پدر و مادرش براي همين او را دست ما سپردهاند.
پنجم شركت دادن دانشآموزان در انواع و اقسام آزمونهاي علمي و المپيادها است تا با كسب نتايج موفقيتآميز ثابت كنيم كه چقدر خوب كار كردهايم.
5- آموزش و پرورش كه كاري به كارتان ندارد، نه حمايت علمي ميكند و نه حمايت غيرعلمي. ادارات آموزش و پرورش بعد از مدتي شما را تافته جدابافته تلقي كرده و تا حدودي فاصله خواهند گرفت. تازه شايد لازم باشد شما گاهي كمكي هم به آموزش و پرورش بكنيد. بنابراين از هيچ چيز نترسيد. سفت و محكم بايستيد. اگر اوليا به شرايط شما اعتراض كردند، بگوييد همين است كه است، خوشتان نميآيد خداحافظ، اگر دانشآموزي عليرغم تلاشهاي آموزشي شما عرضه نداشت و افت كرد، خيلي راحت عذرش را بخواهيد، اگر مشكل مالي پيدا كرديد، غصه نخوريد اولياء كه هستند و...
6- در پايان كار، طبق توصيه اول شما هم بخوانيد:
مدرسه عالي داريم هيچ كي نداره، نتايج خوب خوب داريم هيچ كي نداره
تموم دنيا بياييد تماشا، بگيد صد آفرين، هزار ماشاءا...
7- نتيجه اخلاقي: خيلي خوب است كه آدم خودش كارش را تأييد كند و از كارش خوشش بيايد. خودگويي و خودخندي، عجب مرد هنرمندي! توصيه ميشود مدارس دنيا بيايند از مدارس خوب ما الگوبرداري كنند.
روي جعبه سشوار: از استفاده در هنگام خواب جدا خودداري کنيد!
روي جعبه چيپس: شانس خود را براي برنده شدن بيازماييد. احتياجي به خريد نيست، جزئيات در داخل جعبه ميباشد!
روي جعبه يکي از غذاهاي منجمد: پيشنهاد ميشود در حالت غير منجمد مصرف نماييد!
روي جعبه پيتزا: لطفا جعبه را سروته نکنيد!
روي قوطي سوپ آماده: تذکر: محتويات بعد از حرارت ديدن، گرم خواهد بود!
روي جعبه اتو برقي: لباسها را قبل از اتو کردن از تن در آوريد!
روي جعبه قرص سرماخوردگي کودکان: براي اطفال زير 12 سال؛ بعد از استفاده از قرص، از رانندگي پرهيز کنيد!
روي جعبه قرص خواب: استفاده از اين قرص با حالت خواب آلودگي توام خواهد بود!
روي جعبه چراغهاي کريسمس: فقط در داخل يا خارج خانه استفاده شود!
روي جعبه چرخ گوشت: از استفاده در موارد ديگر خودداري کنيد!
روي بسته آجيل: قبل از استفاده بسته را باز کنيد!
روي بسته بندي لباس سوپرمن براي بچهها: هشدار، اين لباس توانايي پرواز ندارد!
روي جعبه دستگاه چمن زني: وقتي دستگاه روشن است، تيغهي چمن زني حرکت ميکند!
ته قوطي نوشابه: لطفا از طرف ديگر قوطي، آن را باز کنيد!
روي قوطي اسپري رنگ: از اسپري کردن به روي صورت خودداري کنيد!
روي قوطي فندک: محتوي مواد محترقه!
دوخته شده به گوشه پتو: لطفا در هنگام گردباد، از اين پتو به عنوان پناهگاه استفاده نکنيد!
از مجله روزانه (فقط به این خاطر اینو میزارم که هیچ مطلبی نداشتم
)
خداحافظ
دختر خانواده همراه با مادرش كنار حوض روي تخت چوبي نشسته اند و يك ظرف
هندوانه قرمز جلوي شان است. دختر خانواده براي دختر همسايه تعريف مي كند: آره
زري جون، داداش فرمونم وقتي شنيد اين پسر لاغرمردني به من متلك گفته همچين
زدش كه به سوسك مي گفت خرس قطبي. تازه خود داداشم هم گفته مي خواد برام يه
شوهر خوب پيدا كنه.
مادر دختر مي گويد: خدا سايهء مرد را از سر هيچ خونه اي ورنداره
سال 1342
پدر خانواده با عصبانيت وارد اتاق مي شود و پس از آنكه كمي جَنَم رو كرد و
چهار تا كاسه كوزه را زد شكست، فرياد مي زند: دخترهء چشم سفيد حالا واسهء من
دانشگاه قبول ميشه... چشمم روشن... مردم از فردا نمي گويند آقا رضا غيرتِ تو
شكر؟ هيچي ديگه ولش كن فردا مي خواهد شلوار مدل برمودايي و مانتوي بدن نما
بپوشد و نوبل صلح هم بگيره... زن اگر اجنبي ها بهش نوبل صلح بدهند مردم چي مي
گويند؟
مادر خانواده با لحن التماس آميز مي گويد: مرد، حالا چرا شلوغش مي كني؟ نوبل
و برمودا چيه؟ دخترمون فقط دانشگاه قبول شده، همين... اين قدر سخت نگير...
بالاخره با اصرارهاي مادر، پدر قبول مي كند دخترش به دانشگاه برود. وقتي پدر
قانع شده سيگارش را روشن مي كند و مادر مي گويد: مرد، خدا سايهء تو را از سر
ما كم نكند
سال 1352
فريادِ مردِ خانواده تمام كوچه را پر مي كند: چي؟! مي خواهد برود سرِ كار؟!
يعني من اين قدر بي غيرت شدم كه دخترم بره سر كار و پول بيآره تو خونه؟ پس من
اينجا هويجم؟ مگر اين كه بابت اين بي آبرويي از روي نعش من رد شويد...
كسي از روي نعش مرد خانواده رد نمي شود ولي دختر خانواده هم چند ماه بعد با
وجود غرغرهاي پدرش بالاخره سر كار مي رود. صداي مادر خانواده به گوش مي رسد:
مرد، خدا تو را براي ما حفظ كند!
سال 1382
مرد خانواده: آخه خانم اين چه وضعيه؟ روز اولي كه آمدي خواستگاريم، گفتم دلم
نمي خواهد زنم از اين مانتوها بپوشد و آرايش كند، گفتي دورهء اين اٌمٌل بازي
ها گذشته، ما هم گفتيم چشم! بعد گفتي اگر خانه خريدي به جاي مهريه خانه را به
نامم كن، گفتم چشم! آن اول حق طلاق را هم از ما گرفتي، حالا هم مي گويي
بنشينم توي خانه بچه داري كنم؟
زن: عزيزم مگه چه اشكالي داره؟ مگه تو ماهي چقدر حقوق مي گيري؟ تمام حقوقت هم
بابت كرايه تاكسي، خرج ناهار خودت و مهد كودك بچه و جريمهء ماشينت مي رود.
حالا اگر بنشيني توي خانه و از بچه نگه داري كني هم خرجمان كم مي شود هم بچه
مان وقتي بزرگ شد از كمبود محبتِ پدر و مادر رنج نمي برد... آفرين عزيزم ...
خدا سايه ات را (فعلا) سر ما نگه دارد
سال 1482
زن خانواده: عزيزم تو كه انقدر فسيل نبودي. مثلا توي دوستانت به روشن فكري
معروفي. آخه چه اشكالي دارد؟ اين همه سال ما زن ها بچه دار شديم حالا به كمك
علم چند وقتي هم شما مردها از اين كارها بكنيد. اصلا مگر نمي گفتي جد بزرگت
هميشه مي گفته: چه مردي بود كز زني كم بود؟
پس از مقداري بحث منطقي مرد بالاخره قبول مي كند و نه ماه بعد وقتي بچه بغل
وارد خانه مي شود زن با عشوه مي گويد: مرد ... يعني سايه تو تا كي بالاي سر
ماست؟
سال 1582
چند تا مرد دور هم نشسته اند و در حاليكه سبزي پاك مي كنند آهسته مشغول تبادل
نظرند.
- آره... مي گويند هدف اين جنبش بازگرداندن حق و حقوق ضايع شدهء مردهاست...
- حق با آقا جمشيده... ببينيد اين زن ها چقدر از ما سواستفاده مي كنند؟ تا
وقتي خونهء بابامونيم بايد آشپزي و بچه داري و اينها را ياد بگيريم و توسري
بخوريم، بعدش هم بدون مشورت زنمان مي دهند و زنمان هم مارا استثمار مي كند...
- خب مي گفتم... اسم اين جنبش سيبيليسم است و...
در اين حال با ورود خانم يكي از آنها بحث به زياد بودن گِل سبزي كشيده مي
شود! زن مي گويد: خدا سايهء شما مردها را از سر سبزي ها كم نكند!
سال 1882
راديو، موج FM، شبكهء پيام (صداي يك خانم
بااعلام ساعت نه شب شما خانم هاي عزيز را در جريان آخرين اخبار رسيده قرار مي
دهم. به گزارش خبرگزاري بانوپرس دقايقي قبل سايهء آخرين نمونهء نادر از جنس
«مرد» از روي كرهء زمين محو شد! پس از پايان عمر اين آخرين بازمانده از شاخهء
زينتي مردها از اين پس نام اين موجودات را فقط در كتاب هاي تاريخ مي توان
پيدا كرد. ساعت 9 و 15 دقيقه با خبرهاي جديدي در خدمت شما خانم هاي عزيز
خواهم بود. دينگ دينگ
از مجله روزانه
جدا شرمندم. واقعا روم سیاه. ببخشید. متاسفم.
میخواستم یه ویژه نامه محرم برا موبایلاتون آماده کنم که به علت وضعیت بسیار افتضاح اینترنت اینجا نشد. حتی یه فضای اف تی پی هم پیدا کردم که اونجا کلیپ ها رو آپلود کنم که اونم نشد. هر کافی نتی هم که رفتم بازم نشد. از هر سروری هم که رفتم بازم نشد حتی اینترنت ماهواره ای یه نفر رو هم قرض کردم ولی بازم نشد. منو ببخشید.
خداحافظ



