تبليغاتX
.:متفاوت ترین ها:.
جمعه سی ام آذر 1386
شب یلدا مبارک!
سلام

اول عید قربون مبارک!  دوم شب یلدا مبارک  .

یه مطلب جالب بود توی سایت آسمان پارس با عنوان یلدا شب گرم مهربان جاودانه باد!  به قلم آقای محسن بختیار. مطلب جالبی بود. چیزایی راجب به شب یلدا نوشته بود که تا حالا نشنیده بودم.

میزارمش اینحا تا شما هم بخونید.

یلدا شب گرم مهربانان جاودانه باد. 

 
 
 
از لحاظ نجومي  شب يلدا يا شب چله ، شب اول زمستان و درازترين شب سال است و فرداي آن با دميدن خورشيد روزها بزرگ‌تر شده و تابش نور ايزدي افزوني مي‌يابد . نياكان ما هزاران سال پيش دريافتند كه گاه‌شماري بر پايه ماه نمي‌تواند گاه‌شماري درستي باشد. پس به تحقيق درباره حركت خورشيد پرداختند و گاه‌شماري خود را بر پايه آن گذاشتند. آنها حركت خورشيد را در برج‌هاي آسمان اندازه‌گيري كردند و براي هر برجي نام خاصي گذاشتند. آنها دريافتند هنگامي كه برآمدن خورشيد با برآمدن برج بره در يك زمان باشد، اول بهار است و روز و شب با هم برابر است. آنها مانند ما مي‌توانستند در شب 6 برج را ببينند. از سر شب يكي‌يكي برج‌ها از جلوي چشم‌ها عبور مي‌كنند. برج بره سپس برج گاو و ... آنها مي‌دانستند 6 برج ديگر كه ديده نمي‌شوند در آن سوي زمين هستند و مردماني در آنسوي زمين 6 برج ديگر را نظاره مي‌كنند. آنها دريافتند كه اول پاييز و بهار روز و شب برابر و در اول تابستان روز بلندتر از شب است. آنها گاه‌شماري خود را بر اساس چهل روز، چهل روز تقسيم كردند. در فرهنگ ايرانيان و نياكان ما عدد چهل مانند عدد شش و دوازده قداست خاصي دارد. واژه‌هاي «چله نشستن»، «چل چلي» و در طبرستان واژه‌هاي «پيرا چله،‌ گرما چله» نشانه اهميت اين عدد در ميان فرهنگ ايراني است. آنها در اصل ماه را به چهل روز تقسيم كردند و نه ماه داشتند. اما پس از مدتي اين روزها به سي روز تغيير پيدا كرد و ماه سي روزه شد.
در شاهنامه آمده است:
نباشد بهار و زمستان پديد نيارند هنگام رامش نويد
اين بيت اشاره به گاه‌شماري سرزمين‌هاي ديگر دارد. گاه‌شماري سرزمين‌هاي ديگر براي بهار و فصل‌هاي ديگر سرآغازي نداشتند و اين نشان مي‌دهد كه گاه‌شماري ايرانيان همواره كامل‌ترين گاه‌شماري بوده است. گاه‌شماري ايرانيان تا زمان دانشمند بزرگ خيام ادامه داشت. با ورود اسلام گاه‌شماري قمري اعراب نيز يكي از گاه‌شماري‌هاي مورد استفاده سرزمين ايران شد. وزراء ايراني خلافت عباسي هر پيشنهادي را كه براي اصلاح تقويم نياكان‌شان مطرح مي‌كردند از طرف پادشاهان عباسي رد مي‌شد. آنها مي‌گفتند اگر تقويم شما اصلاح شود باز به آيين و فرهنگ پيشين خود بازمي‌گرديد. اما در زمان خيام شرايط تغيير كرد. او در سن 28 سالگي هنگامي كه وارد دربار شاه خوارزم مي‌شد، شاه از جاي خود بلند مي‌شد و او را كنار خود مي‌نشاند. احترامي كه پادشاهان به خيام مي‌گذاشتند باعث شد دست او در اصلاح گاه‌شماري ايرانيان باز شود. با اصلاح گاه‌شماري بار ديگر فرهنگ و آيين ايراني زنده شد. سامانيان كه دوستار فرهنگ ايراني بودند، دانشمندان و وزرای ايراني را بدون ممانعت نگهبان مي‌پذيرفتند. اين نشانه فرهنگ غني ايراني است. ما شب چله را جشن مي‌گيريم تا ياد بزرگاني همچون خيام و نياكان دورتر از خيام را گرامي بداريم.
اين بود كه ايرانيان باستان شب آخر پاييز و اول زمستان را شب زايش مهر يا زايش خورشيد مي‌خواندند و براي آن جشن بزرگي برپا مي‌كردند . ريشه اين باور و اعتقاد برمي‌گردد به گاه‌شماري و انديشه‌هايي كه ايرانيان مهري دين از آن داشتند . پيشينيان كه پايه زندگي‌شان بر كشاورزي و چوپاني قرار داشت و در طول سال ، با سپري شدن فصول و تضاد‌هاي طبيعي خوي داشتند ، بر اثر تجربه و گذشت زمان با گردش خورشيد و تغيير فصول و بلندي و كوتاهي روز و شب و جهت و حركت و قرار گرفتن ستارگان آشنايي پيدا كرده و كارها و فعاليت‌هايشان را بر اثر آن تنظيم مي‌كردند . مثلا از منابع رومي مي‌دانيم كه پيروان و پاكان به تپه‌اي رفته ، با لباس نو و در مراسمي از آسمان مي‌خواستند كه آن « رهبر بزرگ » را براي رستگاري آدميان گسيل دارد و باور داشتند كه نشانه زايش آن ناجي ، ستاره‌ايست كه بالاي كوهي بنام كوه فيروزي كه داراي درخت بسيار زيبايي بوده است ، پديدار خواهد شد و موبد بزرگ براي اين موضوع دعايي مي‌خوانده كه قسمتي از آن هنوز در كتاب "بهمن‌يشت" بر جاي مانده است :

 

 آن شب كه سرورم زايد    نشانه‌اي از ملك آيد   ستاره از آسمان ببارد

 هم‌آنگونه كه پیشوایم  در آيد  ستاره‌اش نشان نمايد

 

ظاهرا پيش از مسيحي شدن روميان ، يعني 300 سال پس از زايش عيسي مسيح ، كليسا جشن تولد مهر را به عنوان زادروز عيسي پذيرفت ، زيرا زمان تولد او دقيقا معلوم نبود . از اين روست كه تا امروز بابانوئل با لباس و كلاه موبدان ظاهر مي‌شود و درخت سرو و ستاره‌اي در بالاي آن‌هم يادگار مهري‌هاست . جالب اين‌جا است كه يلدا كلمه‌اي است سرياني به‌معناي تولد و به گفته ابوريحان بيروني آن‌را " شب‌زادان " ترجمه كرده‌اند . آيين شب يلدا يا شب چله ، خوردن آجيل مخصوص ، هندوانه ، انار و شيريني و ميوه‌هاي گوناگون است كه همه جنبه‌هاي نمادي دارند و نشانه‌ بركت ، تندرستي ، فراواني و شادكامي هستند . در اين شب هم مثل جشن تيرگان فال گرفتن كتاب حافظ مرسوم است . و حاضرين با انتخاب و شكستن گردو از روي پوكي و يا پري آن ، آينده گويي مي‌كنند .

 

 

این از مطلب. فقط من یه عذر خواهی (شایدم عظر خواهی یا عزر خواهی یا عضر خواهی یا اذر خواهی ...) با شما بدهکارم که این چند مدت مطلبام هیچ مدوم مال خودم نیست.

همین

یا حق

نوشته شده توسط mohsenr1 در 16:46 | | لینک به این مطلب
چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386
«چگونه» به ايراني بودن خود افتخار كنيم

نوشته:
بهراد صدوقيان



 

لطفاً ابتدا نامه‌اي را كه در زير با عنوان «چرا بايد به ايران افتخار كنيم» آمده است مطالعه كنيد و سپس به پاسخ آن (در پايين نامه) نظري بياندازيد:


چرا بايد به ايران افتخار كنيم ؟

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه سيستم اگو يا فاضلاب را جهت تخليه آب شهري به بيرون از شهر اختراع كرد ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه اسب را به جهان هديه كردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه حيوانات خانگي را تربيت كردند و جهت بهره مندي از آنان استفاده كردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه مس را كشف كردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه آتش را در جهان كشف كردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه ذوب فلزات را آغاز كردند ايرانيان بودند در شهر سيلك در اطراف كاشان .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه كشاورزي را جهت كاشت و برداشت كشف كردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه كشتي يا زورق را ساختند ايرانيان بودند به فرمان يكي از پادشاهان زن ايراني.
آيا ميدانيد : اولين ارتش سواره نظام در دنيا توسط سام ايراني اختراع شد با 115 سرباز .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه حروف الفبا را ساختند در 7000 سال پيش در جنوب ايران ، ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه به كرويت زمين پي بردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه قاره آمريكا را كشف كردند ايراينان بودند و كريستف كلب و واسكودوگاما بر اثر خواندن كتابهاي ايراني كه در كتابخانه واتيكان بوده به فكر قاره پيمايي افتادند .
آيا ميدانيد : كلمه شاهراه از راهي كه كورش کبير بين سارد پايتخت كارون و پاسارگاد احداث كرد گرفته شده است .
آيا ميدانيد : اولين هنرستان فني و حرفه اي در ايران توسط كورش كبير در شوش جهت تعليم فن و هنر ساخته شد .
آيا ميدانيد : ديوار چين با بهره گيري از ديواري كه كورش در شمال ايران در سال 544 قبل از ميلاد براي جلوگيري از تهاجم اقوام شمالي ساخت ، ساخته شد .
آيا ميدانيد : داريوش كبير طرح تعلميات عمومي و سوادآموزي را اجباري و به صورت كاملا رايگان بنيان گذاشت كه به موجب آن همه مردم مي بايست خواندن و نوشتن بدانند كه به همين مناسبت خط آرامي يا فنيقي را جايگزين خط ميخي كرد كه بعدها خط پهلوي نام گرفت . ( داريوش به حق متعلق به زمان خود نبود و 2000 سال جلو تر از خود مي انديشيد . )
آيا ميدانيد : داريوش براي ساخت كاخ پرسپوليس كه نمايشگاه هنر آسيا بوده 25 هزار كارگر به صورت 10 ساعت در تابستان و 8 ساعت در زمستان به كار گماشته بود و به هر استادكار هر 5 روز يكبار يك سكه طلا ( داريك ) مي داده و به هر خانواده از كارگران به غير از مزد آنها روزانه 250 گرم گوشت همراه با روغن - كره - عسل و پنير ميداده است و هر 10 روز يكبار استراحت داشتند .
آيا ميدانيد : داريوش براي اولين بار در ايران وزارت راه - وزارت آب - سازمان املاك -سازمان اطلاعات - سازمان پست و تلگراف ( چاپارخانه ) را بنيان نهاد .
آيا ميدانيد : اولين راه شوسه و زير سازي شده در جهان توسط داريوش ساخته شد ...
ياد آنان گرامي . شايد ما ذره اي ميهن پرستي را از آنان بياموزيم.

خب، حالا پاسخ مرا در زير مطالعه فرماييد:
 

نمي‌دانم چه كسي اين‌ها را نوشته‌است ولي جاي يك سري جمله بر همين وزن خالي است:

  • اولين مردماني كه در دنيا حمام آفتاب گرفتند و انرژي خورشيدي را كشف كردند ايراني‌ها بودند.
  • اولين مردماني كه در دنيا كتاب ورق زدند ايراني‌ها بودند.
  • اولين مردماني كه در دنيا متوجه شدند اگر كف پا را قلقلك بدهيم آدم خنده‌اش مي‌گيرد ايراني‌ها بودند.
  • اولين مردماني كه در دنيا آب خنك نوشيدند ايراني‌ها بودند.
  • اولين مردماني كه در دنيا متوجه وجود راديواكتيويته شدند ايراني‌ها بودند.
  • و قس عليهدا!

مي‌گويند به ملانصرالدين گفتند كه مركز زمين كجاست؟ يك چوب را گرفت و در زمين فرو كرد و گفت همين جا. اگر راست مي‌گوييد ثابت كنيد كه اينطور نيست! حال ادعاهاي اين نامه هم كه بعضي درست و بعضي غلط و بعضي بي‌اساس و بعضي افسانه و بعضي مسخره هستند همينطور هستند. نگارنده داغ كرده و ديگر هر چه دلش خواسته گفته! كم مانده بوده بگويد كه ما ايراني‌ها، همان خدا هستيم!

اشتباه نشود، من هم مي‌گويم كه بايد به ايراني بودنمان افتخار كنيم. همانطوري كه هر بچه‌اي بايد به پدر مادر خود افتخار كند چون عليرغم همه ضعف‌ها و قوت‌ها پدر مادر وي هستند و مديون آنها است و قابل عوض شدن نيستند. اما اي كاش مي‌توانستيم به ايراني بودن خودمان چنين افتخار كنيم:

  • من به ايراني بودن خودم افتخار مي‌كنم چون ما ايراني‌ها از همه ملل در راه ساختن خودم و كشورم و دنيا بيشتر تلاش مي‌كنيم و هر روز ساعت‌ها كار مفيد مي‌كنيم.
  • من به ايراني بودن خودم افتخار مي‌كنم چون ما ايراني‌ها از همه ملل بيشتر در راه توليد علم و فرهنگ تلاش مي‌كنيم.
  • من به ايراني بودن خودم افتخار مي‌كنم چون ما ايراني‌ها از همه ملل بيشتر اخلاق را در رابطه با خود، هم وطن، هم‌نوع و طبيعت، حيوانات و گياهان اطراف رعايت مي‌كنيم.
  • من به ايراني بودن خودم افتخار مي‌كنم چون ما ايراني‌ها كمترين ميزان فقر، كمترين ميزان بي‌سوادي، بيشترين ميزان توليد، كمترين ميزان جرم و جنايت و كمترين ميزان اعتياد را داريم.
  • و مانند آن.....

شايد ايران زماني تاريخ افتخارآميزي داشته ولي تاريخ چهارصد سال گذشته را بررسي مي‌كنيم متوجه مي‌شويم ايران:

  • يكي از منفعل‌ترين ملل بوده‌است كه در مقابل هر اتفاقي تسليم حوادث و خواست ديگران بوده است.
  • از علم دنيا كه در اين مدت توليد شده است كمترين سهم را داشته ايم. ما يك صدم جمعيت دنيا را داريم اما حتي به اندازه يك درصد خودمان هم علم و فرهنگ و محصول توليد نكرده‌ايم. انتظار مي‌رود از هر هزار دانشمند و فرهيخته عالم حداقل ده تاي آنها (يك درصد) ايراني باشد كه حتي يكي هم ايراني نيست!
  • از نظر ضريب هوشي در قسمت‌هاي پايين جدول قرار داريم (در يك مطالعه در بين صد كشور مورد بررسي از نظر متوسط ضريب هوشي ايران رتبه هفتاد و هشتم را دارد!) البته با‌هوش نبودن گناهي نيست اما وقتي كه باهوش نباشي و به فرض باهوش بودن فعاليت نكني آن گاه خيلي خطرناك است، مثل شاگرد مدرسه‌اي كه هوش معمولي داشته باشد مي‌ماند كه با فرض نابغه بودن درس خواندنش را تعطيل كند!
  •  كمترين توليد ملي محصولات و خدمات را داشته‌ايم.
  • در اكثر اتفاقات سرنوشت‌ساز متضرر شده‌ايم. (اين كه بعضي ايراني‌ها مي‌گويند كه ما ملت باهوشي هستيم من نمي‌دانم اين چگونه ملت باهوشي است كه هميشه سرش كلاه مي‌رود)
  • نخبه‌ها و زحمتشكان خودمان را به راحتي تنها مي‌گذاريم و (به بهانه پاره‌اي اشتباه‌هاي آن‌ها) تلاش‌هايشان را فراموش مي‌كنيم و اجازه مي‌دهيم تا در تنهايي نابود شوند. از اميركبير بگير تا برسي به قائم‌مقام و مدرس و حتي رضاشاه و مصدق و همين اخيراً هم رزمندگان جنگ عليه عراق.
  • كمترين تلاش را در بهبود وضع خود مي‌كنيم و تمام چشممان به شانس، نفت و نخود (!) و منابع طبيعي است.
  • در عدم رعايت اخلاق نسبت به همنوع، هموطن و طبيعت داريم كم‌كم ركورددار مي‌شويم.
  • در اثر بي‌عرضگي، كم‌هوشي و كم‌كاري و تنبلي خودمان هزار جور بلا سرمان مي‌آيد و همه را تقصير تقدير، بلاياي طبيعي، سرنوشت و صدام و اين رژيم و آن رژيم و انگليس و شوروي،‌ آمريكا و اروپا مي‌اندازيم.

اگر ما ايراني‌ها به جاي:

  • حرف‌هاي بي‌اساس و مسخره‌اي مانند ادعاي ثروتمند، باهوش، با فرهنگ، با استعداد بودن
  • افتخار كردن به تاريخ مبهم و بسيار دورمان
  • انداختن همه تقصيرها بر عهده تقدير و طبيعت و كشورهاي ديگر و رژيم‌هاي سياسي مختلف
  • در انتظار شفاعت و تقدير و ... بودن

سعي مي‌كرديم از طريق:

  • كار و تلاش و افزايش توليد
  • افزايش علم و آگاهي
  • همكاري و همياري با همكار، هموطن و همنوع
  • رعايت اخلاق

وضعيت را بهبود ببخشيم، آنگاه احتياجي به نبش قبر تاريخ و ادعاهاي بعضاً خنده‌دار نداشتيم و به جاي اين حرف‌ها مي‌گفتيم:

 ما به مدد تلاش در زمينه‌هايي از بهترين‌ها هستيم و در ساير زمينه‌ها نيز به زودي جزو بهترين خواهيم شد!

قرآن كريم: خداوند سرنوشت هيچ قومي را تغيير نمي‌ دهد مگر به توسط خود ايشان.

 

پی نوشت:

مطلب بالا توی مجله ی روزانه ی مبین شماره ی 852 نوشته شده بود. خواهش میکنم کل مطلب رو با دقت بخونید. اینو برای دوستان و رفیقانتونم بفرستید. ممنون

یا حق

نوشته شده توسط mohsenr1 در 15:29 | | لینک به این مطلب
یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386
سلام

خیلی وقته که هیچی ننوشتم. گفتم اگه این پست رو هم ننویسم ماه آذر امسال هیچی ننوشتم! . آخه یه مدت بود که عادت کرده بودم هرچی میزارم توی وبلاگ برای دانلود رو خودم آماده کنم. آما شرمنده ی اخلاق کاملا ورزشی همتون هم هستم از اونجا که سرعت اینترنت توی ایران فوقالعاده بالاست و آدم رو محصور میکنه و دیگه وقتی برای آپلود کردن  باقی نمیزاره این مدت چیزی ندارم که بزارم. . در واقع دارم اما توی یه سایت هست که ترافیک ماهیانش خیلی خیلی پایینه (۱گیگ) و هر کسی بخواد ۲ تا فایل رو دانلود کنه دیگه چیزی تهش نمیمونه. واسه همینم دیگه لینکای اون سایت رو نمیزارم. (برای فهمیدن معنی واقعی ترافیک پایین! یه سر به آرشیو موزیک وبلاگ بزنین و لینکهای آهنگی که از سایت mediamax شروع میشه یه نیگاه بندازین. توی آرشیو فیلم هم یه ۱۹-۲۰ تا کلیپ از همین سایت هست.)

حالا از حرافی که بگذریم توی وبگردی هام این عکسو دیدم: (یعنی عکس پایینو). عکس جالبی هست. من کلا از اینجور عکسایی که خطای چشم رو به انسان میفهمونن خوشم میاد  . اگه شما فهمیدین این پنجره رو به کدوم سمته به ما هم بگین بفهمیم.

راستی من امسال کنکور دارم  اگه لطف کنید و یه دعای کوچولو هم واسه من بکنید متشکر میشم.

یا حق

نوشته شده توسط mohsenr1 در 22:48 | | لینک به این مطلب