این داستان را می توانید ، همین جا بخوانید و دانلود کنید و یا میتوانید با رفتن به اینجا مطالعه کنید:
از سایت: یک پزشک
این کتاب توسط یک پزشک به این صورت روی اینترنت انتشار پیدا کرده. امیدوارم لذت ببرید.
یه قصه دیگه از سری قصه های پریان تایپ شده توسط خودم رو براتون میزارم.لذت ببرید.
بند انگشتی
یکی بود یکی نبود. غیر از خدا هیچ کس نبود. زنی بود که خیلی دلش میخواست بچه ی کوچکی داشته باشد، اما نمیتوانست به آرزویش برسد. یک روز پیش یک پری رفت و گفت:
- ممکن است به من بگویی چگونه میتوانم یک بچه داشته باشم؟
پری گفت:
- این کار ساده ای است. این دانه ی جو را بگیر و در یک گلدان بکار؛ سپس ببین چه اتفاقی می افتد.
زن از پری تشکر کرد. یک سکه به او پرداخت و به خانه آمد. آن دانه ی جو را در گلدان کاشت و زمانی نگذشت که گل بزرگ و زیبایی در گلدان رشد کرد. ظاهر آن شبیه گل لاله بود، اما گلبرگ هایش مثل یک غنچه، به هم چسبیده بودند.
زن پیش خود گفت:
- چه گل قشنگی!
بعد در حالی که گلبرگ های سرخ و طلایی رنگ آن را میبوسید، ناگهان گلها باز شدند. صحنه ی عجیبی بود. در وسط گل، روی پرچم های مخملی سبز رنگ، دختری کوچک ، که بسیار زیبا جلوه میکرد، نشسته بود. دخترک حتی به اندازه ی یک بند انگشت هم نبود. به همین خاطر، زن ، او را بند انگشتی نامید. بند انگشتی به قدری کوچک بود که گهواره اش، یک پوست گردو بود. بسترش از گلبرگ های بنفشه ساخته شده، و یک گلبرگ سرخ رو تختی او بود....
بقیش در ادامه مطلب
ادامه مطلب
این مطلبو میزارم ( عینا کپی شده از سایت تخصصی موبایل!!!) چون هیچی تو بندو بساط ندارم بزارم. شرمنده.
كارايي سيستم عامل سيمبيان مانند هر سيستم عامل ديگرى همچون ويندوز موبايل ممکن است پس از چند دقيقه کاهش يابد و از سرعت عملکرد آن کاسته شود. براى رفع اين مشکل شما مجبور هستيد که گوشى خود را «ريست نرمافزارى» کنيد. در اين مقاله مىکوشيم شما را با چگونگى انجام اين کار و مسائل مربوط به آن در گوشىهاى شرکت نوکيا که به سيستم ...
بقیش در ادامه مطلب
ادامه مطلب
بود . مثل اینکه شکم آسمان پاره شده بود و آب شرشر از آن بالا می ریخت . دیوار خانه ها تا ایوان رطوبت و نم را بخود جذب کرده بودند . در وسط کوچه ها ؛ آبگیرهای کوچکی به وجود آمده بودند که رفت و آمد را سخت تر می کرد .
بچه ها با های و هوی از مدرسه بیرون می زنند .
بقیش در ادامه مطلب
ادامه مطلب
نمیدونم کا مپیوترم چش شده که 2 هفته ی آزگاره خرابه و نمیتونم استفاده کنم.
اما اینبار از کافینت هستم و با دست پر براتون یه قصه خیلی قشنگ از اون افسانه های بامزه آماده کردم
این قصه آینه سحر آمیز از مجموعه افسانه های شیرین پریان هست که اگه طالبشین باید بیرن به ادامه مطلب:
ادامه مطلب


